خودت پل خودت را بساز
پسری جوان از شهری دور به دهکده شیوانا آمد و به محض ورود به دهکده
بلافاصله سراغ مدرسه شیوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روی زمین
مودبانه نشست و گفت: “از راهی دور به دنبال یافتن جوابی چندین ماه است که
راه می روم و همه گفته اند که جواب من نزد شماست! تو که در این دیار استاد
بزرگی هستی برایم بگو چگونه می توانم تغییری بزرگ در سرنوشتم ایجاد کنم که
فقر و نداری و سرنوشت تلخ والدینم نصیبم نشود!؟”
شیوانا تبسمی کرد و گفت: “نکته همین جاست! خودت باید پل خودت را
بسازی! روی این رودخانه دهها پل است. این جا که ما ایستاده ایم پلی نیست!
اما تکلیف امروز برای این است که یاد بگیری در زندگی باید برای عبور از
رودخانه های خروشان سر راهت بیشتر مواقع مجبور می شوی خودت پل خودت را
بسازی و روی آن قدم بزنی! تو این همه راه آمدی تا جواب سوالی را پیدا کنی و
من اکنون می گویم که جواب تو همین یک جمله است: اگر می خواهی چون بقیه
گرفتار جریان خروشان رودخانه های سر راهت نشوی، دچار فقر و فلاکت نشوی و
زندگی سعادتمندی پیدا کنی، باید یک بار برای همیشه به خودت
بگویی که از این به بعد پل های زندگی خودم را خودم خواهم ساخت و بلافاصله
از جا برخیزی و به طور دایم و مستمر و در هر لحظه در حال ساختن پلی برای
قدم گذاشتن روی آن و عبور از رودخانه باشی. منتظر دیگران ماندن دردی از تو
دوا نمی کند. پل من به درد تو نمی خورد! پل خودت را باید خودت بسازی
+ نوشته شده در Mon 11 Jul 2011 ساعت 23:4 توسط ali Rezaee Javidan
|
پيغام مدير : باعرض سلام و ادب و احترام خدمت بازدید کنندگان عزیز . اميدوارم در اين وبلاگ دقايق خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .همچنين از آرشيو وبلاگ بازديد فرماييد